خواجه نصير الدين الطوسي

185

اخلاق ناصرى ( فارسى )

و فهم او كند شود ، و اگر گوشتش كمتر دهند در حركت و تيقظ و قلت بلادت و انبعاث بر نشاط و خفت نافع باشد ، و از حلوا و ميوه خوردن منع كنند كه اين طعامها استحاله‌پذير بود ، و عادت او گردانند كه در ميان طعام آب نخورد ، و نبيذ و شرابهاى مسكر بهيچوجه ندهند تا بسن شباب نرسد ، چه بنفس و بدن او مضر بود ، و بر غضب و تهور و سرعت اقدام و وقاحت و طيش باعث گرداند ؛ و او را بمجلس شراب خوارگان حاضر نكنند مگر كه اهل مجلس افاضل و ادباء باشند و از مجالست ايشان او را منفعتى حاصل آيد . و از سخن‌هاى زشت شنيدن و لهو و بازى و مسخرگى احتراز فرمايند و طعام ندهند تا از وظائف ادب فارغ نشود و تعبى تمام به دو نرسد ، و از هر فعلى كه پوشيده كند منع كنند ، چه باعث بر پوشيدن استشعار قبح بود تا بر قبح ديگر دلير نشود ، و از خواب بسيار منع كنند كه آن تغليظ ذهن و اماتت خاطر و فتور اعضاء آرد ، و بروز نگذارند بخوابد ؛ و از جامه نرم و اسباب تنعم منع كنند تا درشت برآيد و درشتى خو كند ، و از خيش و سردابه بتابستان و پوستين و آتش بزمستان تجنب فرمايند ، و رفتن و حركت و ركوب و رياضت عادت او افكنند و از اضدادش منع كنند ، و آداب حركت سكون و خاستن و نشستن و سخن گفتن به دو آموزند ، چنان كه بعد از اين ياد كنيم . و مويش را ترتيب ندهند و بملابس زنان او را زينت نكنند و انگشترى تا وقت حاجت نرسد به او ندهند ، و از مفاخرت با اقران بپدران و مال و ملك و مآكل و ملابس منع كنند ، و تواضع با همه كس و اكرام كردن باقران به دو آموزند ، و از تطاول بر فروتران و تعصب و طمع باقران منع كنند .